![]() |
![]() |
|
| هی!!! گوشی رو بردار یقه ی خدا رو برام بگیر!! |
|
اين هم روال زندگي ماست كه اول انگشت در چشم گرههاي زندگي ميكنيم و بعد كه كور شد ميخواهيم با همان انگشتان بازش كنيم ... و البته از هنرمندي ماست كه توانايي چنين هنرنمايي مردانهاي را داريم و هرگز كم كه نميآوريم هيچ ، هميشه چند تا پيچ و مهره هم از وسايل زندگيامان كه ناشيانه باز كردهايم زياد ميآوريم. زندگيِ عجيبي داريم ؛ با مردمي كه كتاب زندگياشان را مثل يك دسته اسكناس دوهزار توماني ورق ميزنند و هر روز صفحاتش را ميشمرند كه مبادا يكي كم شده باشد ! اما چه سود كه دير يا زود روزيِ نوزاد نورسيدهي شاگردِ چاپخانه را خدا در چاپ اعلاميه ترحيم ما قرار ميدهد: حتي اگر خودت را هم فريب بدهي ، خدا را كه نميشود؛ با اينكه خودت ميداني بهترين چاپگر ليزري ساخت كارخانه اچ پي را داري و تراولهاي ايمان جعلي تو را كارشناس بانك ملت شعبه مردم هم تشخيص نميدهد... ! هميشه خدا را شكر ميكنم كه نميفهميم پشت لبخند اطرافيانمان چند من نفرت خوابيده و شومينه لوكس اتاق پذيرايي همسايهامان از هيزم درخت حيات(!) كيست كه اينگونه گرم ميكند ! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عكس تو هميشه اينجاست
كه نده دوريت عذابم بشمرم چند تا ستاره؟؟ تا ببينمت تو خوابم!!!! بيا با من قدم بزن، تو كوچهي درد و دلام بشكنه تنهايي من با يه تبسم يه سلام |
| نویسندگان |
|
چه اهمیتی داره؟ چه اهميتي داره؟ |
| پیوندها |
|
رهگذر پرستوي مهاجر يه آدم اينجوري لعنت خدا به من اگر.... (طغيان) تا بامداد غزل (علي) بیرونیم و به درون می نگریم سکوت عشق در آغاز هيچ نبود (سارا) زندگي زيباست اي زيباپسند (دلارام) |
|
RSS
|