![]() |
![]() |
|
| هی!!! گوشی رو بردار یقه ی خدا رو برام بگیر!! |
|
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشاییست مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن در این دنیا که حتی ابر هم نمی گرید به حال ما همه از من گریزانند تو هم بگریز از این تنها فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفتر خالیست قلم خشکیده در دستم گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیشه رو دارم رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند ....
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد! نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاغم که از خاک گلویم سوتکی سازد . گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او هر روز پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد . و خواب خفتگان خفته را بیدار سازد . بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را .... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
من هیچ کس نیستم تابم را از همان كودكي احساسم از من گرفتي ... وقتي شاخههاي بودنت را از درخت من حرص ميكردي ... اين است كه اين روزها ِانقدر برايت بيتابم ... هنوز هم گاهي تابم را بر شاخههاي بريدهي بيجانت در قاب عكس اتاق تنهاييم ميبندم ... چه خوب كه اين تنها يادگارت را اينجا جا گذاشتي... تا من بتوانم هر روز تابم را بر قاب عكست ببندم و با خيالت تاب بازي كنم ... يادگاريهات هنوز پيشم امانت مونده، هروقت بخواي پسشون ميدم ولي اي كاش دلم رو هم بهم پس ميدادي |
|
+ نوشته شده در
ساعت 2 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عكس تو هميشه اينجاست
كه نده دوريت عذابم بشمرم چند تا ستاره؟؟ تا ببينمت تو خوابم!!!! بيا با من قدم بزن، تو كوچهي درد و دلام بشكنه تنهايي من با يه تبسم يه سلام |
| نویسندگان |
|
چه اهمیتی داره؟ چه اهميتي داره؟ |
| پیوندها |
|
رهگذر پرستوي مهاجر يه آدم اينجوري لعنت خدا به من اگر.... (طغيان) تا بامداد غزل (علي) بیرونیم و به درون می نگریم سکوت عشق در آغاز هيچ نبود (سارا) زندگي زيباست اي زيباپسند (دلارام) |
|
RSS
|