![]() |
![]() |
|
| هی!!! گوشی رو بردار یقه ی خدا رو برام بگیر!! |
|
به طلوع کدام حادثه نزدیکم؟ وقتی شب لحظه ی زخم خوده ی بختم را پلک می زند و زمان ثانیه های تب کرده را در لابه لای آخرین فنجان قهوه شعله شعله از چشمانم می چکد... به طلوع کدام حادثه نزدیکم ؟ بر روی کدام جدول نگاهم در نگاهت ضرب شد ؟ و باقیمانده ی من از تفریق تو ... هیچ ... در کدام برج قمرم در عقربت افتاد و آسمان قبر بلندی شد بالای سرم ؟ من.. به هراس کدام لحظه ی شوم نزدیکم ؟ به طلوع کدام حادثه ؟ که از قله ی نگاهت سقوط کردم ...
چرا اين طور شد؟ چرا فراموش شدم؟ چرا؟ من خيلي تنهام؟ يعني تو حتي به من فكر هم نميكني؟ بي معرفت!!! به خدا دلم داره ميتركه، خيلي بيمعرفتي علي |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
دستهایم خالی است عاری از یک گل سرخ... و نه تنها تیغی که در آن دست به جا مانده و رفت فصل گل میگذرد ساقه اش پا بر جاست تیغ در دست کماکان پیداست واژه ام قرمز رنگ از کفم می چکد آن رنگ غلیظ چشمهایم بسته خاطر گل به خیال افکندم زخم دل از کف دستم پیداست فصل گل باز گذشت ساقه اش پا بر جاست تیغ در دست کماکان پیداست..... ........ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 3 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عكس تو هميشه اينجاست
كه نده دوريت عذابم بشمرم چند تا ستاره؟؟ تا ببينمت تو خوابم!!!! بيا با من قدم بزن، تو كوچهي درد و دلام بشكنه تنهايي من با يه تبسم يه سلام |
| نویسندگان |
|
چه اهمیتی داره؟ چه اهميتي داره؟ |
| پیوندها |
|
رهگذر پرستوي مهاجر يه آدم اينجوري لعنت خدا به من اگر.... (طغيان) تا بامداد غزل (علي) بیرونیم و به درون می نگریم سکوت عشق در آغاز هيچ نبود (سارا) زندگي زيباست اي زيباپسند (دلارام) |
|
RSS
|