![]() |
![]() |
|
| هی!!! گوشی رو بردار یقه ی خدا رو برام بگیر!! |
|
حيف روزايي كه بي تو به سر شد حيف شبهايي كه بي من سحر شد تو بي من تنها من از تو تنهاتر حيف اين عمري كه تنها هدر شد من سردم تو سردي دل نيمهجونه ميسوزه، ميسازه، درب و داغونه ميلرزه حتي با چيكچيك اشكام مثل گنجشكي كه زير بارونه لبهامون لبخند عشق و كم داره دلگيرن روزامون، لحظه غمباره دستات و نذرم كن خيلي محتاجم پاييزم، ميريزم رو به تاراجام من ابرم تو بارون، اين قصه خيسه خورشيد و برگردون اينجا قديسه اعجاز بارون و باور كن وقتي ميخواد اين احساس و از نو بريزه
من ابرم تو بارون اين لحظه نابه اين لحظه مخصوص ماه و مهتابه بيدارم يا اينكه ميبينم خوابه كي نيلوفر سهم قلب مردابه؟؟!!
اينجا قلب آدمها بيفانوسه روياشون رويا نيست عين كابوسه اينجا چشمامون تو گريه ميپوسه من جايي ميخوام با تو قد بوسه
ما دستامون با هم دنيا ميسازه بيسقف و بيديوار و بيدروازه ما با هم هستيم و با هم ميميريم بپر با من بپر وقت پروازه ....
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
« تا انتهای عشق با من برقص » به زیبایی ات با ویولونی سوزان با من برقص بگذار آن گاه که هیچ چشمی نیست زیبایی ات را ببینم برای پیوند با من برقص ، بی وقفه با من برقص
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 10 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
اي دلآرامم به جانم بد مكن، بد ميكنم گرکني يك با بدي من هم به خود صد ميكنم گرشوي روزي عيان از پردة ] قَد قامَتم [ جان خود را من فداي قامت و قد ميكنم كنده اي بنيادم اما، بردهاي از يادم اما، دادهاي بر بادم اما، من هنوزت عاشقم آتشي بر جانم اما، سوز تو ميدانم اما، از جفا ويرانم اما، من هنوزت عاشقم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 8 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
رفيق من سنگ صبور غمهام به ديدنم بيا که خيلي تنهام هيشکي نميفهمه چه حالي دارم چه دنياي روبه زوالي دارم مجنونم و دلزده از ليليها خيلي دلم گرفته از خيليها نمونده از جوونيهام نشوني پير شدم، پير تو اي جووني تنهاي بي سنگ صبور خونهي سرد و سوت و کور توي شبهات ستاره نيست موندي و راه چاره نيست اگرچه هيچ کس نيومد سري به تنهاييت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بيار و مرد باش اگر بياي همونجوري که بودي کم ميارن حسودا از حسودي صداي سازم همه جا پرشده هرکي شنيده از خودش بيخوده اما خودم پرشدم از گلايه هيچي ازم نمونده جز يه سايه سايهاي که خالي از عشق و اميد هميشه محتاج به نور خورشيد ............................. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 10 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
عجب رسمیه رسم زمونه
خیلی سخته باور کنی پدری که همیشه توی دستاش عین یه خمیر ورز داده می شدی و با ظرافت ازت نگهداری می کرد تا ترک بر نداری حالا نباشه و مجبور شی لباساشو بغل کنی بهار نمی دونم چطوری باهات همدردی کنم؟! امیدوارم روح پدرت همیشه شاد باشه |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
غروبم مرگ خورشيدم ،غم انگيزم ،تب آلودم مرا نفرين كن اي عرفان، كه ديشب در خيالاتم قناري با صداي خواندنم بر خاك مي افتد بدون تو در اين آلودگي هاي غبار اندود صداي پاي پاييز و طنين خش خش برگم جدا از روزهاي گرم و خوب با تو سر كردن حنيف فطرتم بر سنگفرش كوچه ها يخ زد چگونه بي خيال زخم هاي كاري ام باشم ؟ شبيه يك گليم پاره و محكوم نابودي چرا از كوچه باغ خاطرات خوب من رفتي ؟!
ديگه حوصله خنديدن ندارم، اصلاَ بدون تو حوصله هيچكاري رو ندارم به خدا |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
خورشید خاموش، از پشت شیشه تصویر این شهر، دلگیر همیشه شهر غریبه، دلهای غمگین هوای بی تو، هوای سنگین حیف من و تو، حیف عشقمون
حیف تو بود، حیف تو بود ای گل من عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من حیف تو بود، حیف تو بود ای قلب من آخر جاده ی عاشقی تنها شدن گفتی خداحافظ، گفتم خداحافظ گفتی پشیمونی، گفتم که هرگز اشک توی چشمام، حیف، نگفتم بمون غم یه عاشق غم کمی نیست چه فایده از اشک، وقتی، وقتی کسی نیست درد یه عاشق، درد کمی نیست چه فایده از اشک، وقتی، وقتی کسی نیست حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری گفتی خداحافظ گفتم ....
حتي خداحافظي كردنت هم دل من رو سوزوند حيف كه دستام به دستات نرسيد، كاش ميفهميدي چقدر دوستت دارم اي كاش، اي كاش... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
هردم گذر عمر دیدم در پس ایام هردم شکوه دل دیدم ز خالی بودن جام
هردم یار بینم در خیال و می در جام |
|
+ نوشته شده در
ساعت 2 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
من زاده ی دامان غمم هیچ کسم نیست جز اشک در این غمکده فریادرسم نیست ای درد بیازار مرا، هرچه توانی خوش باش که می میرم و کس دادرسم نیست *****************************************************
|
|||
|
+ نوشته شده در
ساعت 9 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
گویا سالهاست ترا می شناسم
از ستاره گان برایم آشناتری
و از پیوند زمین وآسمان ناگسستنی تر
درهجوم ناباور فصل ها
و در گذر رعد آسای روزها
در زمستان بر همگان الهام شدی
قلب کوچک و گرمت
سرمای زمستان را بی مفهوم می کند
چه خوشبختند زمینیان
که در فصل سرما زاده شدی
دیگر هیچ کس را نیاز هیمه نیست
هم قبیله
مرا در خوشبختی زمینیان سهیم کن
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عكس تو هميشه اينجاست
كه نده دوريت عذابم بشمرم چند تا ستاره؟؟ تا ببينمت تو خوابم!!!! بيا با من قدم بزن، تو كوچهي درد و دلام بشكنه تنهايي من با يه تبسم يه سلام |
| نویسندگان |
|
چه اهمیتی داره؟ چه اهميتي داره؟ |
| پیوندها |
|
رهگذر پرستوي مهاجر يه آدم اينجوري لعنت خدا به من اگر.... (طغيان) تا بامداد غزل (علي) بیرونیم و به درون می نگریم سکوت عشق در آغاز هيچ نبود (سارا) زندگي زيباست اي زيباپسند (دلارام) |
|
RSS
|