تبليغاتX

کد آهنگ در موزیک رضا

کد آهنگ در موزیک رضا

سکوت...

سکوت...

هی!!! گوشی رو بردار یقه ی خدا رو برام بگیر!!

HOMEPAGE

E-MAIL

از ديروز نمي‌تونم به چيزي جز تو فکر کنم

چقدر بد اشکاي يه مرد و با چشاي خودت ببيني

لرزيدن سينه ات رو دقيقاً حس کردم، يه قطره اشکي که از چشمت اومد،
چقدر ازت عقبم!!!!

قاطي کردم، به زور نشستم جلوي کامپيوتر به خدا.

خداکنه اين پست رو نخوني ، اصلاً نميدونم چرا اينارو نوشتم

دل من، بغضتو بشکن، گريه کن با من، دل من روزاي خوبت همشون رفتن،
دل من اوني که قلبش يکي بود با من، دستاي من به اون ديگه نمي رسن

از ته دل واسم دعا کنين.

+ نوشته شده در ساعت 12 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |

چقدر اذيتت کردم، يادم ميفته خندم مي‌گيره

برعکس تو چقدر تحملت زياد بود، هميشه نازمو مي‌کشيدي

شمال يادته؟؟

چقدر الکي بهت گير مي‌دادم

افسانه هميشه بهم مي‌گفت خوش به حالت، علي خيلي دوستت داره

اگه حميدرضاي منم عين علي بود من ديگه هيچ غمي نداشتم

اوايل فکر مي‌کردم دوستم نداري فقط داري اداي دوست داشتن رو در مياري، ولي مرور زمان خيلي چيزها رو ثابت کرد و من واقعاً وابسته تو شدم.

همه چي خوب يادمه (بوسيدنت، ناز کشيدنت، همدرديت، بغل کردنت، عصباني شدنت، اخم کردنت، قهر کردنت) چقدر احساست قنشگه وقتي بعد از يه مدت دوري انقدر محکم بغلم ميکني که نفسم بند مياد ولي نمي‌توني بگي دوستت دارم، غرورتم قشنگه. يا مثلاً وقتي توي چشمام نگاه نمي‌کني و فوري چشماتو مي‌بندي. شايد مي‌ترسي من فرار کنم برم؟؟؟
دلم مي‌خواد دونه دونه قشنگياتو بشمرم... واسه همه.... که بدونن دوست داشتن واقعاً يعني چي؟؟

ياد بگيرن، دلشون بخواد تجربه کنن؟؟!! آرامش واقعي رو يکبار در زندگي با تمام وجود احساس کنن؟

آي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ملت، مردم، دوستان....

(من بي معرفتم ولي به خدا دوستش دارم)

نه اون چيزي که تا 2 سال قبل به عنوان عشق توي سرم وجود داشت، نه.

مي‌تونم با اطمينان بگم که علي همزاد و جفت گمشده منه... اميدوارم سايه آقاجون 100 سال بالاي سرم باشه

مي‌دونم خدا هم دلش نمياد ما رو از هم جدا کنه

من از امروز همه رو دوست دارم، به لطف وجود علي کوچولوي خودم....

+ نوشته شده در ساعت 2 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |

اي دلآرامم به جانم بد مكن، بد مي‌كنم

گرکني يك با بدي من هم به خود صد مي‌كنم

گرشوي روزي عيان از پردة ‌] قَد قامَتم [

جان خود را من فداي قامت و قد مي‌كنم

كنده اي بنيادم اما، برده‌اي از يادم اما، داده‌اي بر بادم اما، من هنوزت عاشقم

آتشي بر جانم اما، سوز تو مي‌دانم اما، از جفا ويرانم اما، من هنوزت عاشقم

 

 

من نمي‌دونم خدا روز و از ملت گرفته که شب تازه ياد خاطرات جوونيشون مي‌افتن

بابا ديشب تا ساعت ۳ نذاشتن من بخوابم، به کي بگم

از بس خوابم مياد، سرگيجه الاغي گرفتم (به قول عليرضا)

+ نوشته شده در ساعت 8 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |

رفيق من سنگ صبور غم‌هام

به ديدنم بيا که خيلي تنهام

هيشکي نمي‌فهمه چه حالي دارم

چه دنياي روبه زوالي دارم

مجنونم و دل‌زده از ليلي‌ها

خيلي دلم گرفته از خيلي‌ها

نمونده از جووني‌هام نشوني

پير شدم، پير تو اي جووني

تنهاي بي سنگ صبور

خونه‌ي سرد و سوت و کور

توي شبهات ستاره نيست

موندي و راه چاره نيست

اگرچه هيچ کس نيومد

سري به تنهاييت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بيار و مرد باش

اگر بياي همونجوري که بودي

کم ميارن حسودا از حسودي

صداي سازم همه جا پرشده

هرکي شنيده از خودش بيخوده

اما خودم پرشدم از گلايه

هيچي ازم نمونده جز يه سايه

سايه‌اي که خالي از عشق و اميد

هميشه محتاج به نور خورشيد

                                                 .............................

+ نوشته شده در ساعت 10 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |

ديشب ياد نگاه بي‌تفاوت تو موقع خداحافظي افتادم، از تفاوت فاحش افکار بين خودم و خودت احساس بدي بهم دست داد. فکر نمي‌کردم دوستي‌ ما هم يه روزي روبه زوال بره هرچند که بازار گله و شکايت تو اين روزها خوب داغ شده و تا لب از لب باز ميکنم، سيل حرف که به طرفم روونه ميشه.

وقتي بهار آهنگ هم‌اتاقي رو برام گذاشته بود، انگار کسي داشت تمام حرفهاي دلم رو بيرون ميکشيد، انقدر احساس مغلوب بودن برام سخت بود که حتي فکرش هم اشک رو توي چشمام جمع ميکرد، ولي خوب از اون جايي که من خيلي به خودم مطمئنم، بغضم رو فوري مي خوردم و بعد از يه چند دقيقه اي دوباره همون آش و همون کاسه.

اگه آدم ها از قبل مي دونستند که با انتخاب هاشون چقدر قراره که حقير و خورد بشن، بازم دلشون مي خواست که اون انتخاب رو داشته باشن؟؟؟!!!

جالب تر از همه وقتي بود که بهم گفتي بازيگر خوبي نيستي......نمي دونم چرا؟؟ ولي دلم خواست که باهات يه مقابله به مثل اساسي کنم، عين خودت. فکر کنم توي طالعت يه چند وقتي اوضاع قمر در عقرب باشه، پيشنهادم اينه که شديداً حواست به حرکاتت باشه..

کما اينکه مي دونم خيلي وقته من رو، وبلاگم رو و شعرهامو ترک کردي، ولي خوب خداي منم بزرگه..

اگه يه روزي يه جايي وقتي منو ديدي و جواب سلامي ازم نشنيدي ناراحت شدنت کاملاً بي معنيه، چون هر عملي يه عکس‌العملي داره، وقتي بهت گفتم ازت بدم مياد از ته دل گفتم، کاش اون لحظه حرفم رو جدي گرفته بودي

براي تو، خودم، (اون) و بقيه متاسفم که خيلي وقت سرکاريم و خودمون و ميزنيم به بيراهه...

فعلاً علي علي!!!! 

+ نوشته شده در ساعت 1 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |

 

عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا میدونه


بوتهء یاس بابا جون هنوز
گوشهء باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفتا خونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه

تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گوشهء طاقچه توی ایونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
 میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه

پرسید زیر لب یکی با حسرت
 از ماها بعدها چه یادگاری میخواد بمونه
خدا ميدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه

 

خیلی سخته باور کنی پدری که همیشه توی دستاش عین یه خمیر ورز داده می شدی و با ظرافت ازت نگهداری می کرد تا ترک بر نداری حالا نباشه و مجبور شی لباساشو بغل کنی

بهار نمی دونم چطوری باهات همدردی کنم؟! تنها کاری که از دستم برمیومد نوشتن همین شعر بود که خودم وقتی گوش می دم به یاد روزهای گذشته می افتم...

امیدوارم روح پدرت همیشه شاد باشه

+ نوشته شده در ساعت 11 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |

غروبم مرگ خورشيدم ،غم انگيزم ،تب آلودم
نگاه بنگي شهرم، پر از رسوايي دودم

مرا نفرين كن اي عرفان، كه ديشب در خيالاتم
خدا از بيخ گوشم رد شد و من بي خبر بودم

قناري با صداي خواندنم بر خاك مي افتد
كه من يك تكه از آيينه ي آواز داوودم

بدون تو در اين آلودگي هاي غبار اندود
من از دنياي شفاف تغزل نيز مطرودم

صداي پاي پاييز و طنين خش خش برگم
سكوت سخت ديوار و خروش هق هق رودم

جدا از روزهاي گرم و خوب با تو سر كردن
پر از تاريكي ملموس يك حس شب اندودم

حنيف فطرتم بر سنگفرش كوچه ها يخ زد
و من بي او شبيه آتش عصيان نمرودم

چگونه بي خيال زخم هاي كاري ام باشم ؟
مني كه دست هايم را به خون غم نيالودم

شبيه يك گليم پاره و محكوم نابودي
تنيده
  تارهاي كهنگي پيوسته در پودم

چرا از كوچه باغ خاطرات خوب من رفتي ؟!
مگر من با تو
  بد كردم ؟ مگر من با تو بد بودم ؟!

+ نوشته شده در ساعت 11 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |

مثلاً امشب تولدمه

نه آرزویی، نه جشنی، نه کشکی

هیچی به هیچی

شما هم  تولداتون این مدلیه؟؟؟؟؟؟

تصمیم گرفتم امسال از هیچ کس هدیه قبول نکنم، از هیچ کس. البته اگه کادوئی در کار باشه

همیشه یه چیزی خیلی برام اهمیت داشت و هیچ وقت هم کسی برام انجام نداد.

همیشه دلم می خواست کادوئی که برای تولد بهم می دن از ته دل باشه نه از ترس قیمت پایین و رنگ زشت و کل بازی و ...

حیف که هیچ کس نفهمید تو دل من چی بود...

بی خیال، امسال هم رد شد و من هیچی به انسانیتم اضافه نشد که بماند خیلی هم از دست رفت....

برای نسل آینده ام متاسفم

علی علی

+ نوشته شده در ساعت 2 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |

خورشید خاموش، از پشت شیشه

تصویر این شهر، دلگیر همیشه

شهر غریبه، دلهای غمگین

هوای بی تو،  هوای سنگین

 خونه ی بی تو، مثل یه زندون

حیف من و تو، حیف عشقمون

 

حیف تو بود، حیف تو بود ای گل من

عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود ای قلب من

آخر جاده ی عاشقی تنها شدن

 

گفتی خداحافظ، گفتم خداحافظ

گفتی پشیمونی، گفتم که هرگز

 نفس بریده، دستای لرزون

اشک توی چشمام، حیف، نگفتم بمون

 

غم یه عاشق غم کمی نیست

چه فایده از اشک، وقتی، وقتی کسی نیست

درد یه عاشق، درد کمی نیست

چه فایده از اشک، وقتی، وقتی کسی نیست

 

حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من

عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری

مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری

                                                           گفتی خداحافظ

                                                                  گفتم ....

+ نوشته شده در ساعت 1 AM توسط چه اهمیتی داره؟ |

هردم گذر عمر دیدم در پس ایام

هردم شکوه دل دیدم ز خالی بودن جام


هر دم فریاد کنم زین دل نا کام

هردم یار بینم در خیال و می در جام

+ نوشته شده در ساعت 2 PM توسط چه اهمیتی داره؟ |

UK Grand WINNER!!